محمود نجم آبادى
مقدمه 33
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
وقتى دانشجوى دانشكده پزشكى دروس علمى و عملى را تمام كرد ، رسالهاش را نوشت و رسالهاش در برابر استادان مورد قبول واقع گرديد ، آنگاه كه خواست به طبابت بپردازد در برابر استادان و گواهان حاضر گرديده به كتاب مذهبى خود قسم ياد مىكند كه طبق همين قسمنامه به طبابت بپردازد . اين سوگند كه به قسمنامه بقراطى در تمام دنيا معروف است يادگار پدر علم طب بقراط حكيم يونانى است . بقراط در 2500 سال قبل از اين قسمنامهاى را براى طالبين علم طب و اطباء وضع نمود كه تاكنون در طب باقى و در طبابت سارى و جارى است . روزگارى براى درمان همين ناخوشى كه در صورت و بدن انسان پيدا مىشود و به باد سرخ معروف است هزاران درمان مىنمودند و به هزاران وسيله متشبث مىشدند تازه آيا خوب مىشد يا نه ؟ خدا عالم است . اما حالا به مجرد بروز باد سرخ در صورت و يا بينى يا دماغ و يا گوش و غيره با چند تزريق درمان مىيابد . زمانى براى درمان ناخوشى خانمانبراندازى كه مدت چندين قرن دنيا و نسل بشر را متزلزل ساخته بود و اسمش سيفيليس يا كوفت است ، چه دردسرها براى طبيب و بيمار داشت . اما حالا درمانش با داروهاى اكتشافى جديد آسان شده است . مثلا در قديم براى درمان سيفيليس جهت آدم ناخوش حمام جيوه و قليان جيوه و بخور جيوه و روغنمالى جيوه تجويز مىكردند اما حالا درمان اين بيمارى خيلى آسان شده است . از مطلب دور نشويم ، مقصود آن است كه طب روز به روز در ترقى و تكامل است ، يعنى طبابت و درمان ناخوشيها هر روز افقى روشنتر در برابر چشم اطباء و دانشمندان